بقیت الله خیر لکم ان کنتم مومنین
پای بوس آفتاب
فراخوان نخستين سوگواره ي سراسري شعر هيات
محفل شعراء آييني همدان با همكاري سازمان جوانان استان همدان، اقدام به برگزاري نخستين سوگواره ي سراسري شعر هيات نموده است. لذا از همه شاعران عزيز كشور دعوت مي شود تا آثار خود را با عنايت به محور سوگواره، حداکثر تا تاريخ بيستم آبانماه 1388 به دبیرخانه سوگواره ارسال نمایند.
لازم به ذكر است كه اين سوگواره با محوريت مناسبتهاي ماه محرم برگزار ميشود و محدوديتي در قالب اشعار ارسالي وجود ندارد. از صاحبان آثار برتر دعوت به عمل خواهد آمد و به نفرات برگزيده هديه، لوح تقدير و تنديس جشنواره اهدا خواهد شد.
شاعران گرانقدر ميتوانند آثار خود را حداكثر تا 20 آبانماه 1388 از طريق : - درج پيام خصوصي در وبلاگ nasimesepide.blogfa.com - ارسال به پست الكترونيكي payboos@yahoo.com
و يا بصورت پستي ( يكرو تايپ شده در قطع A4) به دبيرخانه جشنواره ارسال نمايند. نوشتن نام و نام خانوادگی- آدرس- و شماره ی تلفن الزامی است. لازم به ذكر است آثاری که در برنامه هاي مشابه شرکت داده شده و حائز رتبه شده باشند مورد داوری قرار نخواهند گرفت.
آدرس دبیرخانه: همدان – خيابان ميرزاده عشقي - سازمان جوانان استان همدان دبيرخانه ي نخستين سوگواره ي سراسري شعر هيات زمان برگزاری : 19 , 20 آذرماه 1388 – همدان
محفل شعراء آييني همدان - سازمان جوانان استان همدان یه سوال دیگه خدا از دیدگاه شما چگونه است ؟
عبرت گير اى مفضل ! در اين
انواع تدبير كه عليم قدير در اين احوال مختلفه براى ايشان به عمل مى آورد آيا ممكن
است كه اينها بى مدبرى به عمل آيد، اگر خون در رحم به جنين نمى رسيد خشك مى شد
مانند گياهى كه از بى آبى خشك شود.
و اگر در هنگام كمال او درد
زائيدن او را از رحم تنگ بيرون نمى كرد، هميشه در رحم مانند زنده كه در گور باشد
مى ماند.
و اگر بعد از ولادت ، شير از
براى او به هم نمى رسيد، يا از گرسنگى مى ميرد، يا غذائى مى خورد كه ملايم بدن او
نباشد و بدنش به آن اصلاح نيابد.
و اگر هنگام احتياج به غذاى
غليظ، دندان براى او نمى روئيد، خائيدن غذا او را ممكن نبود و فرو بردن او را دشوار
بود و اگر آن شير هميشه غذاى او مى بود، بدنش محكم نمى شد و اعمال شاقه از او به
عمل نمى آمد.
و ايضا بايست مادر هميشه
مشغول تربيت او باشد و از تربيت ساير اولاد باز ماند.
و چون از مضيق رحم به
وسعتگاه جهان در آمد و به نوع ديگر از غذا محتاج شد، مدبر حقيقى همان خون كثيف را
كه در رحم ، غذاى او بود به شير لطف مبدل مى گرداند، و كسوت گلگون خون را از او
كنده ، لباس سفيد شير را بر او مى پوشاند و مزه و رنگ و صفاتش متبدل مى شود زيرا
كه در اين حالت اين غذا براى بدن او از غذاى سابق موافق تر است .
و در همان ساعت كه به اين
نوع از غذا محتاج مى شود، به حكم حكيم قدير غذاى شير براى او مهياست و به الهام
الهى زبان بيرون مى آورد، و لبها را مى جنباند و طالب غذا مى شود(44) ، در
آن وقت دو پستان مادر براى او مانند دو مشك كوچك آويخته كه هر وقت كه طلب غذا كند
براى او مهيا باشد، پس مادام كه بدنش تر و نازك است و امعايش باريك و اعضايش نرم و
لطيف است تاب غذاهاى غليظ ندارد به اين شير اغتذا مى نمايد.
و پيوسته اين غذا به او مى
رسد تا خلقش تمام مى شود و بدنش مستحكم مى شود، و پوستش قوت مباشرت هوا به هم
رساند، و از سردى و گرمى متضرر نشود، و ديده اش تاب ديدن روشنائى به هم رساند، چون
چنين شد مادرش را در درد زائيدن از جا برمى آورد و او را بى تاب مى كند تا از او
متولد مى شود.
مفضل گفت كه : گفتم : وصف
نما براى من نشو و نمو بدن را در همه احوال تا به حد تمام و كمال رسد.
حضرت امام (عليه السلام )
فرمود كه : اول اين تدبير تصوير جنين در جائى كه ديده اى نمى بيند و دستى بدان نمى
رسد و در چنين جائى تدبير آن را مى كند تا او را از رحم بيرون مى آورد با خلقت
تمام و اعضاى مستوى و حال آن كه در او مخلوق شده آنچه قوام و صلاح بدن در آن است
از اعضاء و جوارح و احشاء و كاركنان بدن و آنچه در اصل تركيب بدن ضرور است از
استخوان و گوشت و پيه و مغز و پى و رگها و غضروفها، پس چون به سوى جهان بيرون آمد
مى بينى چگونه نمو مى كند با همه اعضاء بر يك شكل و هيئت و يك نسبت كه هر نسبتى كه
هر عضوى با ساير اعضاء داشته در كودكى در بزرگى تفاوت نمى كند تا آن كه به حد اشدّ
كه نهايت قوت بدن است برسد. اگر عمرش به آن حد برسد يا آن كه پيش از آن حد مدت عمر
خود را تمام كند آيا مى تواند بود چنين امرى مگر از لطف حكمت و تدبير خداوند قدير.
تفكر كن : اى مفضل در تدبير
حكيم قدير در رسيدن غذا به جميع بدن ، به درستى كه اول غذا وارد معده مى شود و
معده آن را طبخ مى دهد، هضم مى كند و خالص آن را به جگر مى فرستد در عروق باريكى
چند كه در ميان معده و جگر هستند، و اين عروق مانند پالايشند براى غذا كه نرسد از ثقل
غذا چيزى به جگر كه باعث جراحت آن گردد زيرا كه جگر نازك است و تاب غذاى خشن و
غليظ را ندارد، پس جگر صافى غذا را قبول مى كند و در آنها به لطف تدبير حكيم خبير
مستحيل به خون و بلغم و صفرا و سودا ميشود و از جگر راهها و مجارى به سوى ساير بدن
هست كه خون از آن مجارى و عروق به ساير بدن مى رسد مانند مجارى كه در زمين براى آب
مهيا كنند تا به همه زمين جارى گردد و آنچه خبائث و زيادتى هاست جارى مى شود و به
سوى اوعيه اى كه براى آنها خلق شده است و آنچه از صفرا است به سوى زهره مى رود و سودا به سوى سپرز مى رود، و رطوبت ها به
سوى مثانه جارى مى شود.
پس تاءمل كن حكمت تدبير حق
تعالى را در تركيب بدن و گذاشتن هر يك از اعضاء در جاى خود و مهيا كردن اوعيه و
ظرفها در آن براى فضول اغذيه و اخلاط تا آن كه اين زيادتى ها و كثافتها در بدن پهن
نشوند كه مورث فساد بدن و دردها شوند.
پس صاحب بركت و نعمت است
خداوندى كه نيكو كرده است تقدير را و محكم گردانيده است تدبير را و او را است حمد
و ستايش چنانچه اهل و مستحق آن است
.
مفضل گفت : گفتم اى مولاى من
! گروهى مى گويند كه اينها از فعل طبيعت است
.
حضرت فرمود كه : بپرس از
ايشان كه آيا اين طبيعت كه شما مى گوئيد علم و قدرت دارد بر اين افعال يا نه ؟ پس
اگر گويند كه علم و قدرت دارد، پس به خدا قائل شده اند و او را ((طبيعت
)) نام
كرده اند، زيرا كه معلوم است طبيعت را شعورى و اراده اى نيست
.
و اگر گويند كه طبيعت را علم
و اراده نيست ، پس معلوم است كه اين افعال محكمه متقنه از طبيعت بى شعور صادر نمى
شود چنانچه دانستى وليكن عادت الهى جارى شده است كه اشياء را با اسباب جارى نمايد
و جاهلان بر اين اسباب نظر افكنده اند و از مسبب الاسباب غافل شده اند.
تفكر كن : اى مفضل در همه
اعضاى بدن و تدبير آنها كه هر يك براى غرضى و حاجتى آفريده شده اند. دست ها براى
كار كردن و پاها براى راه رفتن ، چشمها براى ديدن ، و دهان از براى غذا خوردن ، و
معده براى هضم كردن ، و جگر براى جدا كردن اخلاط بدن ، و منافذ بدن براى بيرون
رفتن فضلات تا هنگام دفع ، و فرج براى حصول نسل و همچنين جميع اعضا اگر تاءمل كنى
در آنها و نظر و فكر خود را به كار فرمائى مى دانى كه هر يك براى كارى خلق شده اند
و براى مصلحتى مهيا گرديده اند.
| Design By : Night Skin |


